Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘نویسیده ها’ Category

22khordad

بنظرم فردا بیست و دومی‌ترین، بیست و دو خرداد
روزی که ۴ سال منتظرش بودیم
روزی که دو ماه مونده بهش خودمون را به پاش ریختیم و براش روزشماری کردیم
و به همه گفتیم بپاخیزید ما نمی‌خواهیم چهار سال گذشته تکرار بشه…

به خیابان‌ها رفتیم و نشان دادیم اگه آزاد باشیم چیزی بهم نمی‌خوره
رفتیم به خیابان‌ها گفتیم ما کسی را می‌خوایم که بهمون احترام بذاره
ما کسی را می‌خوایم که تو جهان آبرومون را حفظ کنه
کسی که اگه اشتباهی کرد بپذیره و دروغ نگه
جلوی پیشرفت و پرواز فکرمون را نگیره
اگه انتقاد کردیم سرمون داد نزنه
لباسمون را اون انتخاب نکنه…

چند ماه پیش یک یاحسین گفتیم و تلاش کردیم برای تغییر دادن وضعمون
حالا این جمعه می‌خوایم نتیجه تلاشمون را ببینیم
این جمعه می‌خوایم با شور و شعور برای چهار ساله‌ی بعدی زندگی و کشورمون تصمیم بگیریم و
نشون بدیم که حاضر نیستیم اقلیت بر ما حاکم بشود.

به عنوان آخرین حرف

چهار سال پیش بیست میلیون نفر رای ندادن، اقلیت حاکم شد حالا ازتون می‌خوام توجه کنید که رای ندادن اعتراض نیست، عقب نشستن است و تماشای وضعیتی که ۴ سال دیگر ادامه پیدا خواهد کرد.

و از کسایی که می‌خوان به آقای دکتر احمدی نژاد رای بدن خواهش می‌کنم این‌کار را نکنند! من بخاطر غرض شخصی این حرف را نمیزنم این حرف را برای آینده خودم و شما و کشورمون ایران میزنم؛ چون دوست ندارم در کشورم دوباره جنگ راه‌بیافته، این حرف را می‌زنم چون یسری از آدم‌ها اونقد که بنظر میان خوب نیستن شاید به ما کمکی کرده باشن ولی این کمک برای چی بوده و به این فکر کنیم که ما به کمک‌های ماندگار نیاز داریم نه صدقه… کسی را می‌خواهیم که عوام‌فریبی نکنه، مشکلات را بپذیره و برای حلش تلاش بکنه؛ کسی که مشکل را انکار کنه دیگه دلیلی نداره در حل مشکل تلاشی بکنه.

پس همه  جمعه پای صندق‌های رای برای ساختن آینده و افزایش امید به زندگی در ایران؛
برای داشتن زندگی شاد-زندگی همراه با کار و تفریح و سلامت و صداقت- رای‌های خود را در صندق‌ها می‌اندازیم.

نوشته شده در ایستگاه اتوبوس

پ.ن: یازده توصیه ستاد مهندس موسوی برای جلوگیری از تخلفات احتمالی در روز رای گیری

Read Full Post »

بله به هر حال شما مرا انتخاب کردید

من هم تا تونستم گند زدم بهتون

همه چیز را تونستم به طور کامل خراب کنم

تا تونستم بهتون دروغ گفتم خودتون هم میدونید

به هر حال تا تونستم بر ضد شما خدمت کردم و خادم بودم حالا خادم کی بماند

از شما می‌خوام که باز هم مرا انتخاب کنید

تا بتونم آخرین گند‌های خودم را هم بزنم و درآخر باز هم کسانی را برای گند زدن به شما جایگزین کنم

پس منتظرتان هستم. من خدمتگذار شما هستم.

Read Full Post »

دلم درد میکند، چشمم میگرید

انگار سایه‌ایی از گوشه اتاق رد می‌شود بر می‌گردم هیچ چیز نیست

به عقب می‌روم، به دیوار تکیه می‌دهم و به سقف نگاه می‌کنم

سقف می‌چرخد، پلک‌هایم سنگین میشود

دیگر هیچی یادم نمیاد.

Read Full Post »

کهن آتش آن شرار می زند دل بر بار دیگران

پ.ن: برای اطلاعات بیشتر درباره این مطلب این را بخوانید: لینک

Read Full Post »

این محتوا با رمز محافظت شده است. برای مشاهده رمز را در پایین وارد کنید:

Read Full Post »

برخورد دو فکر آشفته – عوارضی قزوین

A: فکر می‌کنی، چیزی مثل موسیقی خوب هست؟
B: زن خوب!

A: چی؟! زن خوب
B: آره!

A: نمی‌دونم! میشه یکم وقت بدی فکر کنم؟
B: تا هفته دیگه خوبه؟

A: آره، ممنون؛ حتما روش فکر می‌کنم
B: خواهش می‌کنم، این حرفا چیه، دوستا بدرد همینجور جاها می‌خورن دیگه

A: مثل آچارفرانسه
B: چی؟

A: می‌گم، مثل آچارفرانسه‌ها که یه جا‌های خاصی بدرد می‌خورن
B: آهان

A: آهان و درد، بگو بله!
B: آهان، باشه یعنی بله

A: [¶شکل نت موسیقی¶]، هان، چیه؟ دارم آهنگ گوش می‌دم!
B: هیچی، ببخشید

A: نه، خواهش می‌کنم. بگو
B: چی بگم؟

A: پس برا چی داشتی بال‌بال می‌زدی؟
B: می‌خواستم بدونم نظری نداری

A: در مورد چی؟ آچار یا فرانسه؟
B: نه‌ه‌ه! در مورد زن خوب

A: آهان
B: درد!

A: زن خوبم خوبه ولی به نظر من موسیقی خوب شاید بهتر باشه؛ نظر تو چیه؟
B: چی چی؟ زن خوب یا موسیقی خوب؟

A: همون، در مورد فرانسه!
B: فرانسه هم زبان خوبیه، ولی بس کن، من دیگه می‌خوام بخوابم…

A: باشه بخواب، ولی فرانسه زبان نیست، کشور.
B: درد!

A: درد نه، بگو آهان
B: آهان

A: شب بخیر.

پیوست: بازگشت سانی، فیلمی از سانی.آی‌آر؛ وبلاگ جدید مبارک

Read Full Post »

داستان زندگی قصه ی رقص مرد دوره گردیست که در تاریکی شب میزیست؛

پ.ن: این متن شاید ادامه داشته باشد. با تشکرات فراوان پرهام دیوونه !


Read Full Post »

Older Posts »