Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘سولفیل’ Category

Bakhshide Khaham Shod be Yaghin

برای اعتراف به کلیسا می‌روم،

رو در روی علف‌های روییده بر دیوار کهنه می‌ایستم

و همه‌ی گناهان خود را یک‌جا اعترف می‌کنم

بخشیده خواهم شد به یقین؛

علف‌ها بی‌واسطه با خدا سخن می‌گویند…

حسین پناهی

ُپی‌نوشت: پیشنهاد می‌کنم کار‌های حسین پناهی را با صدای خودش بشنوید؛ فوق‌العادست، همین حالا دانلود کنید تا احساس را خوب احساس کنید! (لینک دانلود)

مکنس: وبلاگ تخصصی سیستم عامل مکینتاش هم دوباره شروع به کار کرد…(وبلاگ مکنس)

Read Full Post »

با ماشین توی خیابون میریم، از کوچه پس کوچه‌ها رد میشیم؛ جلو درها را چراغونی کردند
پسر چارده پانزده ساله‌ایی با سینی شربت میاد جلو، شیشه‌ها بالاست، رومو بر میگردونیم که بفهمه ما شربت نمی‌خوایم… میاد جلوتر؛ اعصابم را داره خورد میکنه گاز میدیم میریم تا شاید بفهمه ما شاد نیستیم؛ تا شاید بفهمه برای ما عید معنی نداره.

جلوتر که میریم همه اومدن بیرون و در حال پخش شیرینی هستند و همه‌جا را چراغونی کردن، انگار نه انگار که تو این یکی دو ماه چه بلایی سرمون اومده؛ چطوری می‌تونی جلوی در خونت را چراغونی کنی و شیرنی پخش کنی وقتی همسایت مرده! تو که منجی بشریتی، تو به من بگو روز تولدت با این همه بلا مصادف بشه، باز هم بین مردم شیرنی پخش می‌کنی؟

ای منجی بشریت از من به تو نصیحت اینورا یه وقت نیایا! بابا میگیرنت میندازنت زندان دور سلول انقدر راه میبرنت تا فکرت ساختار یافته بشه، شنیدم این بازجو مشالـ… انقدر خوش صحبت که هی دوست داری بشینی باهاش صحبت کنی، یهو میبینی انقدر مشغول حرف زدن شدی که سر یه ماه هیجده کیلو لاغر شدی؛

اونوقت خودت از زندان درخواست میدی بیای تلویزیون جلو چشم کلی آدم اعتراف کنی به همون ساختار یافته شدنات، بیای بگی که با خدا دستتون تو یه کاسست برای نجات بشری، بیای بگی که خدا توهم زده که مردم ناراضین، بیای بگی که اینا همش نقشه بود برای اغتشاش در زمین…

منجی جون چیکار به این کارا داری، کوتاه بیا از خر شیطون، بی‌خیال نجات بشریتشو، بیا یواشکی ظهور کن، یه کار خوب واسه خودت دست و پا کن به زندگیت برس. باور کن ارزش نداره… بذار اینا منتظر باشن تا تو بیای، بذار هر سال تولدت را با همه‌ی مردم دور هم جشن بگیریم؛ منم به کسی نمیگم خیلی وقته اومدی؛

جمعه‌ها باهم میریم میگردیم، خوش میگذره…

پی‌نوشت: نامه ای به امام زمان – آقا جان نمازهای جمعه را خودت بخوان

Read Full Post »

دادگاه گالیله

در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمده‌ام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس می‌کنم توبه می‌کنم و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار می‌کنم و آنرا منفور و مطرود می‌نمایم. +

پ.ن: این مطلب از وبلاگ یادداشت‌های یک فیلمساز جوان فقط برای یادآوری این داستان کپی شده است. برای گذاشتن نظر به مطلب اصلی-به مناسبت چهارصد و چهل و چهارمین سالگرد تولد گالیلیو گالیله– لطفا مراجعه کنید.

Read Full Post »

خطوط هوایی ایران

خطوط هوایی ایران

پ.ن: حوصله نوشتن ندارم؛ یعنی نمیتونم بنویسم . حواسمون باشه این مرگ و ظلم برامون عادی نشه. موفق و سلامت باشید

Read Full Post »

مایکل جکسون - Michael Jackson - King of POP - سلطان پاپ

شنبه که خبر فوت مایکل جکسون را شنیدم؛ دلم گرفت، یاد خاطرات بچگیم افتادم که اون موقع شاید تنها خواننده خارجی که میشناختم اون بود، خواننده‌ایی که بخشی از خاطره دوران کودکیم را با ویدیو‌هایی که همه نشان از خلاقیت و نوآوریست پر کرده؛

ویدیوهای مایکل جکسون را انقدر دیده‌ام که همیشه تصویر و صداش توی ذهنم بود طوری که دیگه دنبالش نرفتم انگار همیشه باهام بوده… انقدر باهاش خاطره داشتم که هیچ وقت فکر نکردم نیازی باشه دنبالش برم ولی الان افسوس می‌خورم که کاش قبل از فوتش بیشتر می‌شناختمش، کاش خاطراتم محدود به دوران کودکی نمی‌شد و اجازه میداد باهاش بیشتر آشناشم.

Beat It تنها آهنگی که از مایکل جکسون دارم را به اشتراک میذارم تا یادی کرده باشم از او-لینک دانلود در ادامه مطلب-؛

پ.ن: تصویر از Danny

(بیشتر…)

Read Full Post »

قبل و بعد از انتخابات ایران

ببین چه ساده همه‌ی امیدهایمان به ایران را سیاه کردند و تلخ

آن خس و خاشاک تویی / پست تر از خاک تویی / شور منم نور منم / عاشق رنجور منم / زور تویی کور تویی / هاله بی نور تویی / دلیر بی باک منم / مالک این خاک منم

that dirt and trash is you / lower then dirt is you / rage is me light is me / hurted lover is me / you are the force you are the blind / the unlighted halo is you / fearless is me/ owner of this land is me

Devious Journal Entry

Read Full Post »

از دست این کافه پیانو که من را به وسوسه تغیر اسم انداخت

بله فعلا بنده آنساتازیا هستم؛ آن هم  آناستازیا ورتیس کایا !

حالا وقت کنم بیشتر توضیح میدم الان کار دارم…

پی‌نوشت – ۹ مرداد ۸۸: من که وقت نکردم بیشتر توضیح بدم ولی طی جلساتی که با خودم دوتایی گذاشتم(!)، اسم کری ورتیس‌کایا تایید شد – اگه یادتون باشه کری(Kerry) اسم یه وبلاگیم بود که خیلی دوستش داشتم ولی خوب همه مطالبش پاک شد.

پی‌نوشت – ۹ مرداد ۸۸: آخرشم این کافه پیانو را تموم نکردم از بس راجب نویسندش بد گفتین!

Read Full Post »

Older Posts »